تبليغاتX
تفریح سالم

تفریح سالم
 

این مطالب خیلی مهم هستند خواهشمندم با دقت آنها را بخوانید و به آن ها فکر کنید. از این مطالب فقط افراد با خرد میتوانند به نتیجه ای برسند و خود را اماده کنند پس اگر... این پست را نخونید. برای خواندن متن به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب
[ جمعه 25 فروردین1391 ] [ ] [ کوما ]

این معما توسط ریاضی دان دوگاس هوشتاتر طرح شده است.

جواب معما را در ادامه مطلب بصورت بر عکس نوشته ام. من این سوال را از هرکی پرسیدم نتونست جواب بده با اینکه جواب ساده ای داره ولی طوری طراحی شده که مغز به جواب نمی رسه ولی اگر طوری دیگر به معما نگاه کرد می توان  جواب آن را پیدا کرد.

معما:

پدری همراه پسرش با خودروی خود در حال رفتن به مسابقه فوتبال هستند. آنان می خواهند از عرض خطوط راه آهن عبور کنند. اما بین خطوط ، خودرو از کار می افتد، پدر با شنیدن صدای قطاری که در حال نزدیک شدن است، نا امیدانه می کوشد تا خودرو را روشن کند، اما موفق نمی شود و قطار با خودرو برخورد می کند. پدر در جا کشته می شود، اما پسر زنده می ماند و او را برای جراحی مغز به بیمارستان می رسانند.

جراح با ورود به اتاق عمل می گوید: من نمی توانم این پسر بچه را جراحی کنم او پسر من است. پرسش این است که چگونه ممکن است؟

برای دیدن جواب به ادامه مطلب مراجعه کنید...

--------------------------------------------------------

منبع: کتاب مشکلات را شکلات کنید

اثر: مسعود لعلی


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 16 فروردین1391 ] [ ] [ کوما ]
http://dl.funiha.com/images/10075036765151452065.jpg

[ دوشنبه 29 اسفند1390 ] [ ] [ کوما ]

مردی مقابل گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود. وقتی از گل فروشی خارج شد دختری را دید که روی جدول خیابان نشسته و هق هق گریه می کند. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید:(دختر خوب چرا گریه می کنی؟)

دختر در حالی که گریه می کرد گفت: می خواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی پول من کمتر از قیمت گل است. مرد لبخندی زد و گفت:(( با من بیا من برای تو یک شاخ گل رز قشنگ می خرم.))

وقتی از گل فروشی خارج شدند، مرد به دختر گفت: مادرت کجاست؟ می خواهی تو را برسانم؟ دختر به مرد گفت: آنجا و به طرف قبرستان اشاره کرد.

مرد را به قبرستان برد و دختر روی یک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.

مرد دلش گرفت، طاقت نیاورد و به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و مسافت زیادی را رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع و مواخذ: کتاب «ز» مثل زندگی

اثر: مسعود لعلی

[ دوشنبه 15 اسفند1390 ] [ ] [ کوما ]
به تصویر زیر با دقت نگاه کنید و بگوئید چند چهره در این تصویر مشاهده می کنید؟ لطفا خوب دقت کنید!
 
 
برای دیدن نتیجه به ادامه مطلب بروید:

ادامه مطلب
[ سه شنبه 25 بهمن1390 ] [ ] [ کوما ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

باسلام به دوستان خوبم این وبلاگ برای کسانی است که میخوان از وقتشان به درستی استفاده کنند و دیگه بگم اینجا همه چی هست وهرچی اینجا هست براتون جالب وسودمنده.
اگر خواستید مطلبی را از این وب بردارید با ذکر منبع هیچ اشکالی نداره.
امکانات وب
_______
__________________